دیالوگ

کامبیز رستگار

دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت 20:58

بافت فرسوده

بیا و درستش کن
دارند تمام خاطراتم با تو را
به اسم بافت فرسوده
خراب می کنند ...

 کامران رسول زاده

نظرات (1)
+ neda
وقتى چمدانش را به قصد رفتن بست
نگفتم عزیزم، این کار را نکن
نگفتم برگرد
و یک بار دیگر به من فرصت بده

وقتى پرسید دوستش دارم یا نه
رویم را برگرداندم.
حالا او رفته ، و من
تمام چیزهاى را که نگفتم، مى شنوم

نگفتم عزیزم متأسفم
چون من هم مقصر بودم.
نگفتم اختلاف ها را کنار بگذاریم
چون تمام آنچه مى خواهیم عشق و وفادارى و مهلت است
حالا او رفته، و من
تمام چیزهایى را که نگفتم، مى شنوم
او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چیزهایى که نگفتم، زندگى کنم
چهارشنبه 1 شهریور 1396 ساعت 10:22
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :